شکارچی


اهسته خود را به گوشه پنجره رساند.ازکنار شیشه شکسته آن به بیرون سرکی کشید.شهر درسکوتی وهم انگیز فرو رفته بود.از دوردست صدای شنی تانکهای دشمن به گوش میرسید. گاهگاهی صدای تک تیری سکوت رامیشکست.درون ساختمان شروع به کاوش کرد.همه بچه ها شهید شده بودند.هیچکدام را نمیشناخت اما گویی سالها بود که با آنها زندگی کرده بود.یکی یکی پاهایشان را جفت کرد.چشمان هرکدام را که میتوانست به روی هم آورد.اشک درچشمانش حلقه بسته بود.آرام آرام میگریست.باگوشه استینش اشکهایش را پاک کرد. از ساختمان با احتیاط بیرون امد.عرض خیابان راطی نمود. به ساختمان مقابل واردشد.به دنبال دیگررزمندگان میگشت.چند مجروح درگوشه ساختمان  دید. ملافه ای را که درآنجا بود را به اهستگی پاره کردوشروع به بستن جراحت های انان نمود.از آنها خواست تا کمترناله کرده وتحمل نمایند.پارچه ای به هرکدام از آنان داد تادر زمان درد در دهان گذاشته وفشاردهند.تاازدردشان کاسته شده وکمتر صدا بدهند.

از ساختمان بیرون آمد.به چند جای دیگر سرک کشید.گویی در سوسنگرد به غیر ازخودش کس دیگری ازرزمندگان سالم نبود.همه یا شهید شده بودندویا اسیرگشته ویا در گوشه ای مجروح افتاده وآخرین لحظات عمرخود را طی میکردند.

صدای سربازان دشمن را که خنده کنان نزدیک میشدند را شنید.قهقهه مستانه آنها کم کم با صدای گلوله های تیر خلاصی که به شهدا ومجروحین شلیک میکردند در هم آمیخت.صدای هرتیر ی راکه میشنید گویی خدنگی بود که درقلبش فرو میرفت.

ترسی موهوم برجانش سایه افکند.در تمام عمرش هیچ گاه نترسیده بود.اما دراین شهر سقوط کرده حالا تک وتنها با خیل عظيم نیروهای دشمن روبه رو بود. نارنجکی به داخل ساختمان افتاد.خود رامحکم به زمین چسباند.ترکشی کوچک به پهلویش نشست.نارنجک های بعدی یکی پس از دیگری منفجرمیشدند.دردلش از حضرت عباس(ع) مددخواست.قدرت عجیبی را در خود احساس کرد.

سرنیزه تفنگ را دست خود فشرد.اولین بعثی که وارد اتاق شد،آواز جای جست با سرنیزه گلوی او را هدف قرار دادو اورابه سمت بقیه پرتاب کرد.تفنگش را به سمت آنان گرفت وشلیک کرد.به سرعت از راه پشت بام به ساختمانهای دیگرفرارکرد.

چند نفرسرباز بدنبالش دویدند.در گوشه ای کمین کرده وانهارا هدف قار داد....

تا آنجا که میتوانست از آنجا دور شد. به آرامی در ساختمانی خزید.

حالا دیگرشب برهمه جا مستولی شده بود.تیممی ساخت.دلش هوس یک جرعه آب راتمنا میکرد. به یاد لب تشنه سالار شهیدان،سلامی داد وبه نماز مغرب وعشا ایستاد.بعد از نمازبه سجده رفت وآرام با خدا شروع به راز ونیاز کرد.سیلاب اشک امانش بریده بود......

کم کم بر اثر خستگی برای لحظاتی خواب بر او مستولی گردید.درخواب صدایی شنید که اورا خطاب قرار میداد.

حسن بلند شو. 

الان نه زمان خواب است.

به سربازان من یاری برسان.

تنش شروع به لرزیدن کرد.

گفت از من تنها چه کاری برمی آید؟

صدا پاسخ داد.

آن تنصرالله ینصرکم ویثبت اقدامکم.

از خواب وحشت زده برخا ست. 

حس کرددر خواب با مولایش امام زمان(عج) روبرو شده است.دست ها را به سینه گذاشت وبا احترام ازجای بلند شد.تفنگش را در دست گرفت.در آن دل تاریک شب چشم چشم را نمیدید.باگامهای مصمم پای به خیابان گذاشت.چند قدم بیشتر گام برنداشته بود که پایش به چیزی گیرد.آنرا بلند کرد،ارپی جی هفت بود.از آنکه از این سلاح غفلت کرده بود،سری. به حالت تاسف تکان داد.تفنگش را بردوش خودش حمایل کرد.کوله ای پر ازموشک ارپی جی درهمانجا افتاده بود.انراپراز موشک کردوبردوش خود انداخت.جملات مولی متقیان درگوشش طنین اندازمیشدکه جمجمه ات را به خدا قرض بده.

استوار ومصمم درخیابان وکوچه های سوسنگردشروع به حرکت نمود.گویی نیرویی ناخواسته اورا هدایت میکرد. درپیچ اولین کوچه تانک بعثی را هدف قرار داد.شعله آتش تانک را فرا گرفت وانفجار آن موجب رعب وحشت صدامیان گردید.به سرعت دور شد درپیج دیگر تانک دیگری راشکار کرد. دشمن به تکاپو افتاد چند خودرو وجیپ فرماندهی آنان را هدف قرار داد. شهر یک پارچه در دود واتش فرو رفته بود.بی اراده هر جا که پا میگذاشت ادوات وتانکهای بعثی ها در تیر رسش بود.با هرشلیک فریاد الله اکبر سر میدادویکی از آنهارا هدف قرار می‌داد.

حال چندین ساعت بود.که حسن یک تنه تمام شیرازه دشمن را از هم پاشیده کرده  بود.

هوا داشت کم کم صبح میشد.ناگهان خود راکنار مسجد دید.تانکی به سمت او می امد.جلو درب مسجدبه زانو نشست ارپی جی رااماده شلیک نمود.به سمت تانک نشانه رفت.گلوله تیربار تانک بازویش رانشانه رفت.خون از بازویش فوران کرد.محلی به زخمش نگذاشت .موشک ارپی جی را. شلیک کرد.تانک منفجر شد برجک تانک به آسمان پرتاب شد.وجلوپای حسن مقابل درب مسجد فرود آمد.

حسن با پارچه ای که از پایین زیرپیراهنش بریده بود.زخم بازویش رابست وبه داخل مسجد رفت تانماز صبحش را اقامه کند.

دشمن که فکرمیکردبا مقاومت نیروهای کثیری روبروست ازشهر گریخت و به تصرف آن پایان داد.

۸تانک ونزدیک به بیست خودرو ونفربر هدف شکارچی تانک شده بود.

بر سرتیتر یکی ازمجلات عکسی ازتانکی که حسن زده بود نوشته شده بود:

به احترام یک بسیجی تانک کلاهش رابرداشت.

برای شادی روح سردارمفقودالاثر  اسلام حسن حقنگهدار صلوات.

اطلاعیه سردار محرم

یادواره شهدای گمنام دانشگاه هرمز گان


مرگ بر آمریکا|10

رؤساى جمهور آمريكا در دوره‌هاى مختلف بعد از پيروزى انقلاب خيلى دولّا راست شدند، خيلى حرفهاى چرب و نرم زدند، شايد بتوانند اين راه بسته را دوباره باز كنند. ظاهراً حرفهائى ميزنند، اما باطن قضيه همان پنجه‌ى چدنى است كه من گفتم در زير دستكش مخملى پنهان شده است.

امام خامنه ای۱۳۸۹/۰۸/۱۲

مرگ بر آمریکا|9


ما به توفيق الهى، در كنار ملت فلسطين ايستاديم، در كنار ملتهاى انقلاب‌كرده‌ى مسلمان ايستاديم، در كنار مردم مظلوم بحرين ايستاديم، در كنار همه‌ى كسانى كه در مواجهه‌ى با آمريكا و صهيونيسم قرار دارند، ما ايستاديم و از آنها دفاع ميكنيم و در اين مورد از هيچ كس و هيچ قدرتى ملاحظه نميكنيم.
امام خامنه ای۱۳۹۱/۰۴/۲۱

مرگ بر آمریکا|8

آن روزى كه آمريكا دست از استكبار بردارد، آن روزى كه از دخالتهاى بيجا در امور ملتها دست بردارد، يك دولتى مثل بقيه‌ى دولتهاست، براى ما هم دولتى مثل بقيه‌ى دولتها خواهد بود؛ اما تا روزى كه آمريكائى‌ها هنوز به طمعِ برگشتن به ايران و تجديد روزگارِ گذشته و عوض كردن تاريخ و به عقب بردن زمان باشند و بخواهند بر كشور ما مسلط بشوند، با هيچ وسيله‌اى نخواهند توانست ملت ما را به عقب‌نشينى وادار كنند؛ اين را بدانند.
امام خامنه ای۱۳۸۸/۰۸/۱۲

مرگ بر آمریکا|7

آمريكائى‌ها ميگويند ما ميخواهيم با ايران مذاكره كنيم. خب، سالها است كه ميگويند ميخواهيم مذاكره كنيم؛ اين يك فرصتى نيست كه براى ما به‌وجود آوردند... در مسائل خاص، مذاكره را منع نميكنم - مثل مسئله‌ى خاصى كه در قضيه‌ى عراق داشتيم، و بعضى از قضاياى ديگر - ليكن من خوشبين نيستم؛ چون تجربه‌ى من اين را نشان ميدهد. آمريكائى‌ها، هم غيرقابل اعتمادند، هم غير منطقى‌اند، هم در برخوردشان صادق نيستند.
۱۳۹۲/۰۴/۳۰امام خامنه ای

مرگ بر آمریکا|6

به مذاکره خوشبین نیستم ولی باذن‌الله از آن ضرری هم نمی‌کنیم/ در میان ملت‌ها آمریکا منفورترین قدرت‌هاست/ همه گزینه‌ها روی میز باشد؛ چه غلطی می‌خواهند بکنند؟


امام خامنه ای   فرمودند: مسئولان، به اظهارنظرها و اقدامات طرف

مقابل، دقت و توجه لازم را داشته باشند. آنها از یک طرف لبخند

می‌زنند و اظهار تمایل به مذاکره می‌کنند اما از طرف دیگر بلافاصله

می‌گویند همه گزینه‌ها روی میز است. حالا مثلاً چه غلطی می‌خواهند

بکنند، معلوم نیست.


ادامه نوشته

مرگ بر آمریکا|5


امام خامنه ای با تبیین تأثیر سیاسی انقلاب اسلامی، به مسئله استعمار و روی كار آمدن نظام سلطه و در نتیجه تقسیم دنیا به دو بخش سلطه گر و سلطه پذیر اشاره و خاطرنشان كردند: پس از حدود دویست سال، انقلاب اسلامی در مقابل این حركت ایستاد و اكنون سردمداران نظام سلطه یعنی مقامات كاخ سفید به منفورترین سران و سیاستمداران دنیا تبدیل شده اند و شعار مرگبر آمریكا كه مخلوق ملت ایران بود به دیگر ملت‌ها گسترش یافته است.
۱۳۸۷/۰۴/۰۴
امام خامنه ای

مرگ بر آمریکا|4



من روز اول اين را پيغام دادم به همين حضراتى كه صحنه‌گردان اين قضايا هستند؛ آن ساعات اول من به آنها پيغام خصوصى دادم. من اگر يك وقتى توى نماز جمعه يك حرفى ميزنم، اين ابتدا به ساكن نيست؛ حرف خصوصى، پيغام خصوصى، نصيحتِ لازم انجام ميگيرد، وقتى انسان ناچار ميشود، يك حرفى را مى‌آورد در علن بيان ميكند. من پيغام دادم، گفتم اين را شما داريد شروع ميكنيد، اما نميتوانيد تا آخر كنترل كنيد؛ مى‌آيند ديگران سوءاستفاده ميكنند. حالا ديديد آمدند سوءاستفاده كردند. مرگ بر اسرائيل را خط زدند! مرگ بر آمريكا را خط زدند! معناى اين كار چيست؟ آنى كه وارد عرصه‌ى سياست ميشود، بايد مثل يك شطرنج‌باز ماهر هر حركتى را كه ميكند، تا سه تا چهار تا حركت بعد از او را هم پيش‌بينى كند. شما اين حركت را ميكنى، رقيبت در مقابل او آن حركت ديگر را خواهد كرد؛ بايد فكرش باشى كه تو چه حركتى خواهى كرد. اگر ديدى در آن حركت دوم، تو درميمانى، امروز اين حركت را نكن؛ اگر كردى، ناشى هستى - حالا تعبير بهترش اين است - توى اين كار، توى اين بازى، توى اين حركت، ناشى هستى، ناواردى.
1388/6/6
امام خامنه ای

مرگ بر آمریکا|3


من مطمئنم كه اين انتخابات براى ملتهاى ديگر هم يك نشانه‌اى است. براى همين هم هست كه دستگاه‌هاى خبيث استكبار، از آمريكا و انگليس و صهيونيستها و ديگران، دارند مرتباً تلاش ميكنند كه اين انتخابات را به يك جورى خراب كنند، مخدوش كنند. كشورهاى ديگر نگاه ميكنند ببينند اين پيشكسوت انتخاباتى و انقلابى - كه ملت ايران است - چه كار خواهد كرد. ملت ايران در اين زمينه، جزو پيشكسوتهاست. ملتهاى ديگر نگاه ميكنند ببينند انتخابات در ايران به كجا خواهد رسيد. استكبار دوست دارد كه انتخابات در كشور ما آنچنان بشود كه ملتها را مأيوس كند. ...(3) خب، شما ديگر حرف آخر را گفتيد! «مرگبر آمريكا» همان حرف آخر است.
۱۳۹۰/۱۰/۱۹
امام خامنه ای

مرگ بر آمریکا|2

دشمنان تصور می‌كنند اكثریتی خاموش و مخالف نظام در كشور وجود دارد. در حالی كه آنها 22 بهمن را از یاد برده‌اند كه در 34 سال گذشته همواره جمعیت عظیمی در دفاع از نظام اسلامی به خیابان‌ها آمده و شعار " مرگ بر آمریكا" سر داده است.
ایشان با تأكید بر این كه بدخواهان ملت ایران و اتاق‌های فكر آنها، برای سردكردن فضای انتخابات به تبلیغات دروغ و بی‌انصافانه‌ای همچون مهندسی‌شدن انتخابات و مشروع و آزاد نبودن آن روی آورده‌اند، خاطرنشان كردند: در كجای دنیا به نامزدهای انتخابات، از چهره‌های معروف گرفته تا افراد گمنام، اجازه داده می‌شود كه به‌طور مساوی از رسانه‌ی ملی كشور استفاده كنند.

۱۳۹۲/۰۳/۱۴

 

 امام خامنه ای


      


مرگ بر آمریکا|1

دشمنان ما در خارج، بيچارهها در فكر اينند كه از اين انتخابات تهديدى درست كنند عليه نظام اسلامى؛ در حالى كه انتخابات فرصت بزرگ نظام اسلامى است. آنها اميد دارند كه انتخابات يا سرد باشد، تا بتوانند بگويند مردم به نظام اسلامى علاقهاى ندارند؛ يا دنبال انتخابات، فتنه به وجود بياورند؛ كمااينكه در سال ۸۸ به دنبال آن انتخابات پرشور، فتنه درست كردند. دشمنان اين ملت، دنبال اين چيزهايند. اما آنها اشتباه ميكنند، مردم ما را نشناختهاند. دشمنان اين ملت، روز نهم دى را فراموش كردهاند. آن كسانى كه فكر ميكنند در اين كشور يك اكثريتى خاموش و مخالف با نظام جمهورى اسلامىاند، يادشان رفته است كه سى و چهار سال است كه هر سال در بيست و دوم بهمن، در همهى شهرهاى اين كشور، جمعيتهاى عظيم به دفاع از نظام جمهورى اسلامى بيرون مىآيند و «مرگ بر آمريكا» ميگويند. براى اينكه فضاى انتخابات را سرد كنند، هيئتهاى فكرىشان پشت سر رسانهها و سخنگويان سياسى مىنشينند، مرتب حرف درست ميكنند و تحويل رسانهها ميدهند. يك روز ميگويند انتخابات مهندسىشده است، يك روز ميگويند انتخابات آزاد نيست، يك روز ميگويند انتخابات از نظر مردم مشروع نيست. نه مردمِ ما را مىشناسند، نه انتخابات ما را مىشناسند، نه نظام جمهورى اسلامى را مىشناسند؛ آنجائى هم كه مىشناسند، بىانصافى ميكنند و ابائى هم ندارند از اين بىانصافى.


۱۳۹۲/۰۳/۱۴



 امام خامنه ای