گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»؛ سرزمين داغ و تفتيده كه لبهاي خشكيده و ترك خورده زمين اش آب را در حسرت مي سوزاند و عهد نمي شكند و لب تر نمي كند. داغ لاله هاي سرخ و خاطره پرپر شدنشان را چگونه از ياد برد و در ياد كدامين شان مويه كند و صورت بخراشد.
غم نامه اش را با كه بگويد و سفره دل بر كه گشايد، ديگرش طاقت به سر آمده و جان بر لب. اما باز صبور و آرام در زير گام هاي زائرانش خفته و بوسه عشق بر قدم هاي آنان مي زند و اميد آن دارد كه مونسي بيابد تا غم دل با او بگويد و حديث عشق بر او بخواند.
آري چگونه لب گشايد و غزل عشق سرايد چگونه از تب عشق بگويد و بي قراري از رقص هاي مستانه بگويد و ناله هاي عاشقانه. چگونه بگويد از ناله هاي مرغ سحرش و از به خاك افتادن كبوتران بي بال و پرش! چه شيوا است اما گفتن يا رب يا رب هايشان بستن چشم و ديدار با مولايشان...
سخت است باور اين گفت و شنود
ديدن آيه قل هو الله احد باعمق وجود
ذكر لب هاشان يا زهرا بود و بس
یا حسين گويان گذشتند از قفس
چه گويم زان عاشقان مكتب حسيني
فريادشان اين بود؛ لبيك يا خميني
ما تا به امروز خیلی از جنگ گفته ایم! از پشت خاکریز! شهادت ها! دست و پاهای قطع! بمباران ها! پیروزی ها که در هر جنگی بالطبع اتفاق می افتد و در این مورد سینمای هالیود خیلی از ما جلوتر است آن چیزی که جنگ ما را، از تمام جنگهای دنیا جدا کرد و دفاع مقدس شد فکر، انگیزه الهی و اعتقادات دینی بود که در جبهه های ما حاکم بود و متاسفانه همچون معارف قرآن در لابلای ورق ها و میان سینه ها مانده است ما فرهنگ جبهه را، فکر و نگرش شهدا را در قالب هنر معرفی نکردیم بهترین و تاثیرگذارترین فضا، که سینما و تلویزیونه، در آثارش خبری از فرهنگ جبهه نیست سینمای دفاع مقدس شده، تفنگ بازی! آرتیس بازی! بِکُش بِکُش! کاش همین رو هم درست و حسابی نشون میدادن آنچه به شمشیرها و سپرها، تفنگ ها و تانک ها، خیمه ها و خاکریزها و تشنگی کربلا ارزش داده فکر و انگیزه انسان هایی بوده که آن سلاح را بدست گرفتند روایت از عاشورا و رزم جبهه ها، باید معرف فکر حسینی و راه خمینی باشد.
یه چند وقتی است که داریم سعی می کنیم نام شهدای شهرمون را زنده کنیم تا ببینیم چه جور زندگی کردند تا یاد بگیریم چه جور زندگی کنیم.
اونایی که از همه چیز گذشتند به خاطر آرماناشون و در این ممسیر ما باید ببینیم چقدر حاضریم بگذریم از زندگی مون به خاطر آرمانامون.
از این رو خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» در شیراز به سراغ یکی از یادگاران و جانبازان هشت سال دفاع مقدس رفته، گسی که هنوز با وجود زخم هایی که بر تن داره دل از یاد شهدا نبرده و در این راه علاوه بر فعالیت های روزمره روایتگری روزهای خون و شهادت را باجانو دل انجام می ده.
رفتیم سراغ سیدرضا متولی کسی که وقتی خواستیم درجه اش را بنویسیم گفت سیدرضا متولی فقط یه بسیجی ساده است و بنویسید: بسیجی «سیدرضا متولی»:
قابل ذکر است وی هم اکنون مسئول هیئت تیراندازی استان فارس هم است.
با هم می خونیم روایت سیدرضا متولی از شهید منصور قربانی را:
سیدرضا متولی تصریح کرد: هر جایی که میرم برا سخنرانی یا خاطره گویی روی صحبت هامو به سمت صحبت امام خمینی(ره) که در سال 61 می گفتند:
«شهدا امامزادگان عشقند و مزارشان قبله گاه اهل یقین خواهد بود» می برم.
خاطره ای رو که براتون تعریف می کنم برا خودم خیلی جالبه هر جایی که بازگو کردم جالب به نظر همه رسیده وعده خدارو عملا حس می کنم با این خاطره.